دنبال مناسبت می گشتم مطلب بذارم دیدم پس فردا کنکور کاردانی به کارشناسیه ! به این مناسبت تقدیم میکنم !
چند توصیه برای کنکوری ها (جاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد)
برای دانش آموزان پیش دانشگاهی و پیشکسوتان آنها (پشت کنکوریها!)موضوعی هست که از قیمت نفت برنت دریای شمال و نرخ سکه و گوجه و ارز و مرغ وتخم مرغ وانفجار خودرو بمبگذاری شده در بغداد و کشف پژوهشگران درباره نقش سیب زمینی در سلامت روانی افراد مهمتر است و آن همانا مسئله کنکور میباشد.لذا بعنوان شخصی که این مقطع حساس را سپری کرده،به کلیه کنکوری ها و پشت کنکوری ها پیشنهاد میکنم توصیه های زیر را به کار برند تا بلکه در این آزمون موفق شوند : 1-استرس و اضطراب را کنار بگذارید.قبولی در کنکور تنها مسیر موثر در زندگی شما نیست.به هر حال هر جامعه ای نیاز به سیگارفروش،بیکار،معتاد ( در یک کلام انگل) هم دارد ! 2-اگر پسر هستید ودرصورت عدم قبولی دردانشگاه به خدمت اعزام می شوید اصلا نگران نباشید...چون به هرحال چه شما نگران باشید چه نباشید به سربازی اعزام خواهید شد! (سوغاتی یادتان نرود!) 3-اگر دختر هستید و برای بار nام میخواهید در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کنید،پس از عدم موفقیت در بار nام،به جای ثبت نام در کلاس کنکوربرای بار (n+1)ام، از هم اکنون در یک کلاس گلدوزی و گلبافی و گل آرایی و گل سازی و گل پزی و ... ثبت نام کنید .برای شوهر پیداکردن حتما لازم نیست به دانشگاه بروید. 4-شب کنکور را تخت بخوابید!چون بعد از کنکور کابوس نتایج آن برای شما خواب خوش نخواهد گذاشت. 5-جهت صرفه جویی در وقت،برای امرگلابپاشی و روبه دیوار،از پوشکهای My Babyاستفاده کنید. 6-برای سر جلسه امتحان همراه بردن خوراکی یادتان نرود! چون اولا بیسکویت سر جلسه را دیر میدهند و ثانیا بیسکوییت مذکور برای پرکردن 4ساعت کنکور کفایت نمیکند. البته در بین خوراکی ها،خوردن تنقلات پر سر و صدا نظیر تخمه،چیپس و پفک اکیدا توصیه می گردد،زیرا سر و صدای حاصل از خوردن آن می تواند تمرکز سایر داوطلبان را(که رقبای شما به شمار میروند) برهم ریزد! 7-وسط جلسه انگشت خود را ته حلقوم خود فرو برید تا... به این ترتیب با یک تیر دو نشان زده هم حال سایر داوطلبان را به هم زده اید و هم بهانه خوبی برای خراب شدن آزمونتان دارید. 8-و بعنوان توصیه آخر: اصلا می خواهید بروید دانشگاه که چی!؟این همه فارغ التحصیل بیکار.... !
سریال سفرهای استانی- سری دوم قسمت اول(چاپ شده در نشریه دانشجویی دگرباش)
باب<
دوستان! شماره جدید(آبانماه۸۶) نشریه طنز و کاریکاتور ((بچه مشد)) منتشر شد و از هم اکنون در کلیه دکه های روزنامه فروشی مشهد قابل تهیه است.
مطلب زیر هم از بنده در این شماره چاپ شده (مژده به دوستانی که دایم غر میزنند که سیاسی ننویس !)

(کاریکاتور:عباس ناصری)
باب<ازدواج>از گلستان2007:
و هان ای فرزند ته طغاری ، برادرانت همه پسران ناخلف بودند و همچون یابو در پی علف . پندناپذیر بودند و از نصیحت در گریز . لیک تو امید آخر من باشی و مرا پاره ی تن باشی . پس گوش گیر آنچه تورا گویم که خیر دنیا و اخری در آن باشد.
این باب در باب "ازدواج" است و آنچه پس از آن آید مهریه و مالیات و باج و خراج است.
بدان که تو چونان موشی هستی فربه که از روزن دیوار عبور کردن نتوانی ، پس جارو بر دمب خود بستن جهالت است و حماقت است و بلاهت است و سفاهت.
کنون که نرخ مسکن 47درصد فزون گشته و تورم به 20 میل فرماید و سهمیه بنزین سفر هم کفاف ننماید ، ازدواج نه چون دستمال بستن بر سر بی درد است، بل اختیار کردن همسر چونان کوبیدن تبر است بر سر و ایجاد دردسر و بستن دستمال بر سر.
مکن ای پسر تا توانی نکاح که آید پس از آن بسی اشک و آه
بر حذر باش از دختران این زمان ،که همه با مدرک لیسانسند و بس خطرناکند و فمینیستانند و در پی حقوق زنانند و دیگر ظرف نمی شویند و گرد نمی روبند.
و اگر خدای ناکرده خر مغزت را کلف بزد و دامنت از فرط شیدایی از دست برفت ، پیردختری یتیم اختیار فرما که در آن چند سود باشد:
اول آنکه مادرزن نداری و آن نعمتی عظیم باشد.
دویم آنکه پدرزن نداری و مالش همه در دست آن پیردختر است.
سیم آنکه پیردختر زود جان به ملک الموت تسلیم کند و میراث به تو تقدیم.
چهارم آنکه چون مهریه به عدد سال ولادت باشد، اگر دختر 14ساله خواهی مهرش 1372 سکه شود ولی مهریه پیردختر 60ساله 1326سکه باشد که در این بین 46سکه توفیر باشد. و البته 1326سکه هم رقمی نجومی باشد.
وفرزند چنین بنوشت که ای پدر ! دیر نصیحت نمودی و چه نیکو فرمودی ولی حیف که 1980 سکه به عدد سال میلادی تولد همسر٬ مهر وی بنمودم و کنون پوشک عوض کنم و لباس شویم و گرد روبم و مس سایم و سفره آرایم !
باب<ازدواج>
ندارم خانه ای از بهر اولا د... ای داد بیداد
۲۱/6- وزیر مسکن : خانه دار شدن مردم در اولویت است.
3/7 - وزیر مسکن : مردم از دولت انتظارخانه دار شدن نداشته باشند.
گرچه دوجمله فوق ظاهرا با هم متناقضند،اما چون نیک بنگری هیچ ایرادی نمی توان بر آنها وارد نمود زیرا:
۰-دولت مشغول مهرورزی و فتح الفتوح است ! وقت ندارد ! عدالت محوری هم ایجاب می کند که همه مردم با هم برابر باشند ! یعنی همه مردم بی خانه باشند !
1-عصری که در آن زندگی میکنیم عصر تکنولوژی و سرعت است! وقتی یک پیغام کوچک از طریق اینترنت کمتر ازسیم ثانیه به این سرعت پخش می شود،آن وقت تغییر اولویت فوق الذکر ظرف 13 روز اینقدر برای شما تعجب آور است؟
2-ما که به عنوان عضو جامه مطبوعات دلمان به حال مردم نمی سوزد، قیمت مسکن زیاد است خوب باشد! ما به توصیه استاندار تهران که به مطبوعات توصیه کرده تا " روی قیمتهای نجومی مسکن مانور ندهند و دلسوزی مردم را نکنند." عمل می کنیم و دل نمی سوزانیم ! به جهنم....والا !
3- در جمله اول وزیرمسکن گفته اند خانه دار شدن مردم در اولویت است. نگفتند در اولویت دولت است که شما ایراد میگیرید.
4-مردم در جمله اول با مردم در جمله دوم تومانی صنار توفیر دارد. مردم در جمله اول افراد پولدار هستند و مردم در جمله دوم افراد بی بضاعت هسنتد.
5-«خانه دار» در جمله اول با«خانه دار» در جمله دوم فرق دارد. «خانه دار» اول به معنی صاحبخانه است اما«خانه دار» در جمله دوم به معنی «کدبانوی خانه دار» است . ملاحظه بفرمایید:
ترجمه جمله دوم:"مردم از دولت توقع نداشته باشند که «کدبانوی خانه دار»تحویل جامعه بدهد"