باب <اشتغال> از گلستان 2008: (چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد)
دو برادر به بلادی بودند . یکی شان مثبت بچه ای بود و دیگر از دسته فرزندان ناخلف که فی الجمله خلافی نبود که نکرد و شکری نبود که نخورد. دویمی ترک تحصیل نمود و اولی به دانشگاه درس ها بخواند. حالی که از تحصیل باز آمد بگفت کنون من مهندس باشم و کار بهر من فراوان و مدرک دارم و به پشت میز اندر نشینم و شبانه روز دستور می بدهم و کار هیچ نکنم و پول گیرم و شاد باشم و...از این ماخولیا چندان گفت که طاقت گفتنش نماند!
سالی بگدشت و اورا کار هیچ نبود ، پس بر سر گذری فرود آمد بهر کسب مال بطریق آجر انداختن بالای ساختمان و ساخت ملات سیمان.
ماهی بگذشت و علف ها زیر پایش سبز گشت تا آنکه وانتی بگذشت و عملگان به پشت اندرش سوار گشتند و بر ساختمانی شدند و آجرها انداختند و ماله ها کشیدند تا که صاحب برج بیامد و وی خرمایه بود و 150تریلی بار داشت و چهل نوکر و خدمتکار و سخن آغازید که فلان مالم به انگلستان است و فلان بضاعت به هندوستان و این قباله فلان زمین است و گاه گفتی خاطر دوبی دارم که هوای آن خوش است
بیا بریم سفر دوبی،دوبی،دوبی منو با خودت ببر دوبی دوبی *
پسرک که این ها بدید و بشنید، دیگر طاقتش نماند و آجری به بالا بینداخت و بر فرق کوبید و بی هوش گردید. چون به هوش آمد ملت به دور وی گرد آمدند که این چه حال بود؟ و او بگفت که من هندی نی ام و فیلم هندی بهر شما نگویم ولیکن صاحب برج برادر من باشد که سال ها پیش ترک مکتب نمود ...
هان ای پسر !
بدیدی که عاقبت درس خواندن چون است و دل ها از این باب خون است و ظرفیت دانشگاه بی رویه رو به فزون است. حال که به دانشگاه اندر شدن جواد گشته و هر ننه قمری را بدانجا راهی است،پس به دانشگاه رفتن اتلاف وقت است و بدانجا نرفتن بهتر...
نزد گر به مغزت الاغی کلف** مکن عمر خود را به مکتب تلف
که چون فارغ آیی ز تحصیل و لیک نداری تو کار و تو پول و هدف
پسر سخن پدر را قطع نمود و بگفت ای پدر ! مرا ببخشای از قطعیدن سخن که وانتی بیامده که ما را بر سر ساختمانی همی برد...
پاورقی:
*توضیح مصحح: جونم...آآآآآآآآ...بیا بالا...
**کلف زدن=گاز گرفتن٬لغتی است مشهدی به معنای گاز زدن.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
- گفته بودم بر می گردم ! دیدید برگشتم !؟
زباله دان جاری ! (چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد)
پوست چیپس
بطری نوشابه
پاکت سیگار
فیلتر روغن
قوطی ما الشعیر
جوراب
چه گوارا این آب
چه زلال است این رود !
۲ اردیبهشت روز زمین پاک گرامی باد !
------------------------------------------------------------------------------------------------------
توضیحات:
۱-این نوشته صرفا برای اعلام زنده بودن نویسنده گذاشته شده! می دانم باز گشت خوبی نداشته ام...
۲-این اولین مطلب نویسنده از دی ماه۸۶ به این طرف است...اگر جالب نشد بگذارید به حساب دور از گود بودن...
۳-قول یه مطلب بهتر برای بعدا رو میدم....
۸تا۲۳ فروردین ماه
سوال نظر سنجی:
طنزهای نوشته شده در این وبلاگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
نتیجه نظرسنجی:
1- عالی(آخرشه)===============================۷/۲۵٪
۲-خوب(دمت گرم) ==============================۸/۴۲٪
۳-متوسط(جای کار بیشتر داره) ======================۱/۱۷٪
۴-ضعیف(فکر میکنی خیلی بانمکی؟!) ==================۵/۸٪
۵-خیلی ضعیف(به اینا میگن طنز!؟) ====================۷/۵٪
==>به زودی با مطالب جدید خواهم آمد...