ضمن تبریک روز دانشجو ٬اثر زیر اولین تجربه من در زمینه شعر طنز است (که شاید زیاد هم طنز نباشد!!) که ان شا الله مقبول طبع افتد:
به مناسبت روز دانشجو
تقدیم به : شهاب شیرزادی٬ مسعود قربانی نژاد و مسعود نظری فرد
نصیحت نامه
برو اي جوان در پی هر فساد
مکن تا تواني ز ما انتقاد
مزن حرفي از آنچه ما کرده ايم
بکش بنگ و ترياک و از اين مواد
سرت گر اضافي نمايد به تن
سخن گو به يک دم دهيمش به باد
چنانت زنيم ما به باتوم و چوب
نباشد موثر به زخمت ضماد
کنيمت ز دانشگه اخراج و ليک
چه کس ميرساند شما را به داد !؟
اندر احوالات بوستان*(ویژه استقبال از ورودی های جدید-سال۸۵-)
و من به دانشگاه شدم و فکر همی نمودم که آنجا گاه دانش(مکان دانش) باشد اما بعدها دانستم که در آن جماعت ((گاهی)) به دنبال ((دانش)) روند بیش از آن پی ... باشند.
ناصر خسرو در سفرنامه خود می نویسد:« ... و در آنجا مکانی بدیدم بس سبز که دود از آن بر می خاست و من پنداشتم که آن جنگلی باشد در حال سوختن و یا مکان سرخ پوستان. چون بدانجا شدم ٬جماعتی بدیدم چوبی سفید را به کام برند که دود از آن بر می خاست و آن را سیگار می نامیدند و حین خاموش کردن آن را به زمین می انداختند. و من بدانستم که آن مکان را بوستان گویند و به قول حضرت حافظ "شهری بود پر کرشمه و خوبان ز شش جهت"
علاوه بر دودیان کسانی نیز بدانجا بودند که آنان را ((عشاق)) نام نهاده بودند و همگی بر این اتفاق که
چمن بی هم نشین زندان جان است صفای بوستان از "دوستان" است
و ازانجا چنین دریافتم که اینان نسبتی با هم ندارند.
ودر ان بوستان گربه ای بود که هرگز حاضر به خوردن غذای مطبخ دانشگاه(که آنرا سلف همی خوانند) نبود.»
پاورقی:
*پارک دانشگاه
پی نوشت: بعضی وقت ها آدم را زور می کنند که زود مطلب بنویسد و تحویل بدهد !! و اگر قبول کنی و کارت جالب از آب در نیاید یک نقطه تاریک در کارنامه کاریت داری که پاک شدنی نیست و نمی توانی از شر آن خلاص شوی!!...این هم حکایت همین متن ماست !
خانم فرخنده بختیاری زاده عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی شاهرود است که به دلیل انتقاد از مسئولین دانشگاه صنعتی شاهرود به ناحق یک ترم از تحصیل محروم و از خوابگاه اخراج و به دانشگاه ممنوع الورود شده است. تابحال در مطالب طنز کمتر به مسایل درون دانشگاهی پرداختم اما این واقعه(و بخصوص اخراج یک دختر از خوابگاه در شهری غریب) چنان تکاندهنده است که مرا بر آن داشت که با ادبیات خودم این واقعه را تحلیل کنم.
چاپ شده در نشریه دانشجویی "امید فردا"
Bakhtiari ! Go Home(چاپ شده در نشریه دانشجویی "امید فردا" )
پس از آنکه یکی از مقامات ! به یکی از دانشگاه های یکی از کشورها رفت و فتح الفتوح کرد ٬مسئولین دانشگاه های مشهد و تهران از جرج بوش دعوت کردند تا برای سخنرانی به این دانشگاهها بیاید !پس از شنیدن این خبر پس از کلی بالش(همان بالیدن) به میزان آزادی های موجود٬ ضمن دفاع از دادن اجازه به بوش برای ورود به دانشگاههای ایران و ممنوع الورود کردن امثال فرخنده بختیاری زاده برای ورود به دانشگاه خودش٬ دلایل زیر را برای تنویر افکار عمومی اعلام می نماییم:
۱-بختیاری زاده از بوش بدتر است !
۲-بوش از بختیاری زاده بهتر است .
۳-بختياري زاده اگر از بوش بدتر نباشد از كاندليزا رایس بدتر است.
۴- بختياري زاده عامل ايجاد خفقان در دانشگاه شاهرود بوده كه خوشبختانه با درايت مسئولان اين مشكل حل شده و فضاي دانشگاه از ايني كه هست هم باز تر خواهد شد.
۵-دانشگاه مال دانشجوهاست ! خب بوش هم یک زمانی دانشجو بوده !(بختیاری دانشجونماست!)
۶-بوش قرار است به دانشگاههای ایران بیاید تا به اتهاماتی که مسئولین ایرانی در مذاکرات عراق به وی تفهیم کرده اند اعتراف نماید. البته وی باید پس از پیاده شدن از هواپیما چند روزی به طرز مشکوک ناپدید شود بعد اعتراف کند.(سوار تاکسی شماره ۲۰۹ خط اوین-درکه شود)
۷- بوش اول وارد دانشگاههای ایران می شود٬بعد چون با رسانه امریکایی مصاحبه کرده کمیته انضباطی می شود.(حکم یکسال محرومیت از ریاست جمهوری امریکا)
۸-حالا بگذاريد بوش بيايد ايران !
قدم نورسیده مبارک(چاپ شده در نشریه دانشجویی روزگارماویژه دانشجویان ورودی جدید)
سوال: فرزند دوم Britney Spears به دنیا آمده است؟
هدیه تهرانی پسر آورده؟
پاسخ:نه خیر اشتباه می کنید.(نمیدانید هدیه تهرانی از شوهرش طلاق گرفته!؟) مگر شما دانشجوی ورودی جدید نیستید؟ پس این «قدم» شماست که به «تازگی» به دانشگاه «رسیده» است. بعلاوه گاوتان هم زاییده؛ آن هم دو قلو! مبارک است! قدم نو رسیده ی آن گوساله هم به خودتان اضافه کنید.
ضرب المثل قدیمی: تا گوساله گاو شود دل صاحبش کباب شود.
توضیح: گاو مذکور که فارغ شد، زمانی که گوساله ای گاو می شود؛ همزمان یک دانشجو فارق التحصیل می شود.
سوال: در صورت در گذشت گوساله ناکام، چه اتفاقی می افتد؟
پاسخ: دانشجو ترک تحصیل می کند.
سوال: دانشجو به گوساله چه ربطی دارد؟
پاسخ: هیچ ارتباطی ...(به شقیقه چه کار دارید؟)
پیغام تبریک: دانشجو شده اید!
سوال: یعنی چه؟ دانشجو یعنی چه؟
پاسخ: "دانشجو" دو بخش دارد: دانش+جو. (اسم+بن مضارع)، کسی ک دانش را می جوید.
تصحیح: ادبیات کنکور را چند درصد زده اید؟ اشتباه نکنید.
دانشجو از ترکیب «دانش» + «جو» تشکیل شده است (اسم+اسم) بله «جو» اسم است! دانشجو کسی را گویند که معتقد است «دانش» به درد انداختن در «جو» _ همان جوب خودمان _ می خورد و نمره را عشق است!
سوال: دانشگاه دیگر چه صیغه ای است؟
پاسخ: دانشگاه مساوی است با «دانش» + «گاه»
و «گاه» قید زمان است؛ یعنی دانشگاه مکانی است که در آن شخص، «گاه» (به ندرت) به دنبال «دانش» می رود.
تذکر: برای آن که نگویند مطلب بد آموزی دارد شما سعی کنید برعکس موارد فوق عمل کنید.(در مصرف بنزین! برق، انرژی و... هم صرفه جویی کنید.)
غنی سازی دانشجویی اوقات فراغت(چاپ شده در نشریه طنز-دانشجویی شازده)
عده اي از كارشناسان بر آنند كه مي بايست اوقات فراغت غني سازی شود و درمقابل عده اي معتقدند كه نبايد دست به غني سازي اوقات فراغت زد چون احتمال میرود پرونده ما را به شوراي امنيت بفرستند !البته با عنايت به عدم برنامه ريزي صحيح و نبود امكانات كافي و وافي ، اين غني سازي بحالت تعليق داوطلبانه در آمده و خود جوانان مجبورند به نحوي دست به اين غني سازي بزنند كه البته رعايت نكات ايمني در غني سازي اوقات فراغت به حساسيت رعايت احتياط در غني سازي اورانيوم است زيرا مي تواند آثار زيانباري داشته باشد. حتماً واقف هستيد كه در صورت عدم رعايت احتياط هنگام كار كردن با اورانيوم ممكن است مقطوع النسل شوید !
طرح هاي ابتكاري دانشجويان براي غني سازي اوقات فراغت به شرح زير است :
1- خواب : اين دوستان معتقدند كه « خوابگاه » به معناي گاه خواب-مكان خواب – است و به قول شاعر :
به « خوابگاه عدم » گر هزار سال بخسبم به خواب عافيت آنگه به بوي موي تو باشم »
اين دوستان روي خرس را سفيد كرده اند.
2- كفتر بازي : سرگرمي عناصر ذكور است و مصداق شعر زيباي « از او بالا كفتر مي يايه يك دانه ... »
خيابان 22 بهمن و نيز برخي دانشكده ها از مكان هاي كفتر خيز و كفتر پرور شناخته میشوند.
3- تبديل كردن چشم به گوسفند : از موارد زير مجموعه كفتر بازي است كه بدليل اهميت آن بخشي مستقل بدان تعلق مي گيرد و روش كار چنين است كه چشم هاي خود را گوسفند فرض نموده براي چراندن به چراگاه-مناطق کفترخیز- مي بريد .
4- گفتن خبرعبلات : از آنجمله است گفتن چرنديات٬خزعبلات٬مزخرفات ، مطايبات ، الفيات و شلفيات و لطايف ، كه لطايف يا همان جوك ها بر دو نوعند : مودبانه و مودبانه تر ! و نوعاً موجب وحدت اقوام ترك ، لر ، فارس ، كرد ،تركمن ، مشهدي ،اصفهاني و .. مي گردند .
5- استعمال : استعمال گران اين عمل را تفريح بشمار آورده در پاسخ به نكوهشگران چنين مي گويند كه دكتر علي شريعتي فرموده « من نمي دانم آن ها كه سيگارنمي كشند چگونه فكر مي كنند ؟ ! » و البته اين تنها چيزي است كه از مرحوم دكتر آموخته اند ! اينان ترك سيگار را كار آساني مي دانند زيرا آن را بارها ! انجام داده اند !
از لطف اين دوستان است كه مسئولين خوابگاه صاحب بزرگترين كلكسيون قليان در خاورميانه و چه بسا جهان هستند !
6- لولیدن بین خلق الله و یافتن کیس مناسب:اساسا واژه caseیا کیس مخفف واژه((کی است)) میباشد یعنی طرف کی است.اینان از تئوری ((همه معشوقند مگر آنکه خلافش ثابت شود)) استفاده میکنند!