ترک اعتیاد در سه سوت*(چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد و نشریه دانشجویی طنز شازده)
سکانس اول:
داريوش به محفل دوستان نشسته بود و گل همى گفت و شنيد كه به نا گه يكى ازرفیقان ناشفیق، سیگاری از جیب بر كشيد و به وى تعارف همى فرمود .داريوش از جاى بشد و چنين بگفت كه شمایان رفيقان نابابيد و سپس داستانی نقل بکرد كه معتادی شطرنجی روی را پرسيدند چگونه شد كه اين گونه شدى ، چنين پاسخ بداد كه دوستِ نا باب .
سکانس دوم:
داريوش دگر بار به جمعِ دوستان فرود آمد و آنان را مشغول آماده سازى خود به قصد گردش بديد .
سوال نمود :(( به پيك نيك همى رويد؟))
و چنين پاسخ بشنید كه:((خير، با پيك نيك رويم((.
پس رفيقان سيخ و سنجاق و پيك نيك بر همى داشتند و با پيك نيك به پيك نيك همى رفتند و داريوش از آن نابابان كنارِه گرفت.
سکانس سوم: *عنوان برگرفته از عنوان مطلبی از علی زراندوست است.
داريوش به جاى پيك نيك و رفيق نا باب و ذغال خوب مطالعه را ترجيح بداد و مجله اى بر داشت زرد و بر جلدِ آن چنين نبشته بود :((محمد رضا حیایی و هديه افشار در بازداشت)) و ....
نشریه را سه بار از ابتدا تا انتها و بالعکس بخواند و تبلیغاتش را نيز بخواند.
سکانس چهارم:
داريوش در جوی افتاده بود و اطراف ِ وى سرنگ ها ريخته و سيگارى برگوشه لبانش و بر زبانش اين ورد كه "شقایق درد من يكى دو تا نيست"
رفیقان از وى بگذشتند و بگفتند: ((داریوشا! تو را چه شد كه اينچنين گشتى؟ مگر تو همان نه اى كه ما را داستان ها ميگفتى از رفیقان ناباب و می گریختی از سيگار ؟))
داريوش جواب بداد كه :(( آرى ،من همان داریوشم اما روزى در مجله اى زرد بخواندم كه "ترك اعتياد تضمينى در سه سوت و بدون درد و بدون بازگشت با طب سوزنی و هیپنوتیزم و انرژى درمانى و...." و از آن آگهى ها بسيار بود و چنين اندیشیدم كه آرى ترك اعتياد آسان همى باشد و در سه سوت ممكن!پس اعتیاد را تجربت كردن مى ارزد ! پس معتاد گشتم و دانستم ترك در سه سوت ممكن نباشد!))
پس رفيقان بخندیدند و با هم بر بساط فرود آمدند و جملگی اين جمله بر لبانشان كه "یارمهربان است كتاب اما مجله زرد باشد بدتر از دوست نا باب"